محمد مهريار
220
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
هم تلفظ مىكنند . توضيحى دربارهء ويژگيهاى آن لازم نيست ، چون هرچه لازم بود در ورنوسفادران آمده است و از نظر واژهشناسى با بنصفهان يكى است و « ون » همان « بن » و « بن » به معناى ريشه و اصل بنياد است « 1 » و معلوم مىشود در ايجاد اين محل اصفهان و بنياد آن باهم ارتباطى داشته و جهتى داشته است و ونصفون فعلى همان بنصفهان يعنى بر بنياد اصفهان است . بنو Bo ( a ) nu در دهستان چنارود از شهرستان فريدن ديهى به اين نام وجود دارد . اين ديه در سال 1345 برابر 167 نفر جمعيت داشته است . « 2 » ديه بزرگى نيست و اصلا دهستان چنارود ديه بزرگ و معتبر ندارد . پرجمعيتترين ديه آن خرسانك است كه 598 نفر جمعيت داشته است . « 3 » به حكم كاستى و كاهش اقتصادى و جمعيت و قلت نزولات آسمانى در اقتصاد و جمعيت فريدن بهطور كلى جز در بعضى ديهها كاستى و كاهش رخ داد كه هنوز ادامه دارد . با اينكه فريدن از مراكز كهن سكونت و تمدن آريايى بوده است . در دهستان چنارود به حكم اينكه نامهاى كهن كم است مىتوان پنداشت كه آبادى محل چندان قدمت ندارد . « 4 » بنابراين مىپردازيم به نام اين ده كه قدمت از آن آشكار است . واژهشناسى : « بن » به ضم اول در زبان فارسى به معناى پايه و اساس است و بنياد از آن مىآيد و به فتح اول خرمن و زراعت را گويند و نگهبان و باغبان را « بنوان » گويند . در اينجا به فتح اول البته با محل سكونت و زراعت بىتناسب نيست . « بنو » از دو جزء « بن ( به فتح يا به ضم اول ) + و » تركيب شده است . جزء اول همان است كه گذشت و جزء دوم « ا » به معناى آب است . در زبان فارسى « بناب » ( به ضم اول ) به معناى آخر آب است يعنى جايى كه آب در پايان به آن مىرسد و امكنهء بسيارى بدين صورت و به همين معنا نامبردار مىباشد چون بنوآب ( بافت ، سيرجان ، شاهرود ، بندرلنگه ، زنجان ، مراغه ، مرند و غيره ) و كلمهء
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء كتهبنچه و بنادكوك در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 64 . ( 3 ) - همان . ( 4 ) - براى جامعهشناسى و ويژگيهاى فريدن به همين نامواژه و مضافات آن در اين فرهنگ مراجعه شود .